یادته گفتم : مسأله ، باید حلت کنم !
خب اومدم یاد آوری !!!*
* خوشحالم که تا یه جاهایی پیش رفتم واسه حل کردنت !
* سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست ... شاید!
یادته گفتم : مسأله ، باید حلت کنم !
خب اومدم یاد آوری !!!*
* خوشحالم که تا یه جاهایی پیش رفتم واسه حل کردنت !
* سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست ... شاید!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط معصومه
|
دیروز ...
جشن فارغ التحصیلی بود!
اما من می گم جشن به خود اومدن!
با تموم نشانه هایی که از دیروز گرفتم ،
بار دیگه به خودم گفتم که تازه اول راهم...
حس اینکه بار سنگین تری از این به بعد رو دوشمه !
سنگین و ...
و باید خیلی بیشتر مواظب بود!
حس خاص دوگانه ای داشتم (توصیفش واقعاْ برام سخته!)
امروز...
دعا می کنم که از حرکت باز نمونم!
اینکه فردا رو روشن تر و بهتر و زیباتر بسازم !
آمین
** عزیزان من
:
پری مهربون
سعیده دلسوز
، یاسی فعال
، مرجان بلا
، سمانه آروم
، حمیده باحال
و محبوبه عزیزم
و جواتی سرخوش
، سُلی نازنین
، مهکامه نازم
، پوری نسبتاً محترم
که با وجود تموم کل کل ها و ... خیلی چیزا ازش یاد گرفتم ... و تمام همدوره ای های خوبم !
به راستی که هر کدومتون مرا با دنیای جدیدی آشنا ساختید ، سلامت و دلگرم باشید .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط معصومه
|
مادر ...
کسی که صادقانه درس زندگی را به من آموخت.
امید که بتونم درس هامو خوب جواب بدم !
" دوستت دارم "
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط معصومه
|